چرا تصمیم به مهاجرت به کانادا گرفتم؟

به قلم یکی از مهاجران به کانادا

کانادا کشور بدون عیب و نقصی نیست اما به واقع همان است که باید باشد.
هنگامی که اعضای خانواده و دوستان از تصمیم من برای مهاجرت به کانادا اطلاع یافتند، اولین سوالی که به زبان می آوردند این بود که “کانادا خیلی سرد نیست؟”
اکنون به شما می گویم که بله، زمستان های کانادا واقعاً سرد است، خیلی خیلی سرد!
البته سرما تنها موضوعی نیست که ما مهاجران نسبت به آن دلخور و ناراحت هستیم. اینجا مالیات ها واقعاً بالاست، مخصوصاً برای من که از کویت، کشور بدون مالیات، به این کشور قدم گذاشته ام، مالیات های اینجا واقعاً آزاردهنده است و زمان بسیار زیادی لازم بود تا با این موضوع، کنار آیم.
در روزهای اول پیش از استخدام، همیشه با خودم فکر می کردم که چطور می شود با این درآمدها در این کشور زندگی کرد؟ هر زمان از کنار فروشگاه ها رد می شدم، با نگاه کردن به قیمت ها فقط به فکر محاسبات عددی و چگونگی امکان خرید اجناس می افتادم. اینجا قیمت ها شامل مالیات نیست و به صورت جداگانه محاسبه می شود و به قیمت کالا اضافه می شود. مالیات دولت و ایالت و مالیات های برگشت پذیر و غیربرگشت پذیر و … عبارات جدیدی بود که بسیار زمان برد تا نحوه محاسبه و کنار آمدن با آنها را آموختم.
بسته های اینترنت و مکالمه تلفن همراه نیز اینجا واقعاً گران است. اگر قصد عزیمت به کانادا را دارید این را بدانید که باید ماهانه بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف هزینه اینترنت و مکالمات تلفن همراه کنید. در حال حاضر بنده به صورت ماهانه فقط 45 دلار به علاوه مالیات بابت اینترنت نسل پنجم و بسته نامحدود مکالمه و پیام متنی پرداخت می کنم. این عدد تقریباً 10 برابر عددی است که در کشور خودم پرداخت می کردم.
موضوع دیگری که باید نسبت به آن آگاه باشید و شاید با شنیدن آن تعجب کنید، بحث مرخصی های کاری است. ایالت های مختلفی میزان مرخصی نیروی کار را تنها 2 هفته در سال می دانند و بیش از آن، از حقوق فرد کسر می گردد. استان ساسکاچوان این میزان مرخصی با حقوق را به 3 هفته در سال افزایش داده و برخی از کارفرمایان صرفاً به جهت ایجاد فضای رقابتی با کسب و کارهای دیگر، این میزان را افزایش داده اند. میزان مرخصی استعلاجی در کانادا نیز معمولاً 5 روز است که صرف بیماری و یا موارد خیلی ضروری می شود. به یاد داشته باشید که در سراسر دنیا فقط دو کشور هستند که میزان مرخصی آنها از کانادا کمتر است: ژاپن و آمریکا.
این صحیح است که هیچ کشوری بدون نقایص نیست اما سوال اینجاست که چرا من کانادا را برای مهاجرت انتخاب کردم؟
من سال ها رویای مهاجرت به کانادا را در سر می پروراندم و سرانجام تصمیم گرفتم که با همه سختی های راه، به تصمیم خود جامه عمل بپوشانم.
یکی از مهم ترین دلایل من برای مهاجرت به کانادا، آزادی بیان و رفتار در این کشور بود. قوانین کانادا به گونه ای بود که بدون هیچ پروا و نگرانی می توانستم خود واقعی ام باشم و نیازی به رفتارهای دوگانه نداشتم. آزادی در این کشور به صورتی است که برای رفتار و گفتار شخصی و عقایدتان هرگز بازخواست نمی شوید و نیازی به ریاکاری یا ترس از ابراز نظرات و عقاید خود ندارید.
دومین دلیلی که من را به این کشور کشاند سیستم فراگیر و بسیار قوی سلامت کانادا بود. شبکه سلامت کانادا به اندازه ای قوی و کارآمد است که از بالاترین کیفیت های دنیای پزشکی برای تمام اهالی این کشور استفاده می کنند. البته شاید برخی به دلیل صف های طولانی در حوزه سلامت، گلایه هایی داشته باشند اما حقیقت آن است که بهره مندی از این شبکه درمان حتی با وجود معطلی های فراوان، بسیار ارزنده تر از صورتحساب فوق العاده گران بیمارستان های خصوصی است. مهم ترین دغدغه در موضوع سلامت را شاید تهیه دارو دانست که البته بخش عظیمی از داروها در سراسر کشور تحت پوشش گسترده بیمه و سوبسیدهای دولتی می باشند.
برای فردی مثل من که از بیماری آسم و ضعف ایمنی بدن همیشه رنج می بردم، اینجا یک بهشت واقعی است و آرامش خیال حقیقی را برای من به ارمغان آورده است.
اینکه چرا من کانادا را به کشورهای دیگر جهت مهاجرت انتخاب نمودم را می توان به زیبایی های بی نظیر این زمین پهناور نیز نسبت داد. به جز زمستان های خیلی سرد، شما هرگز نمی توانید لذت و زیبایی های بهار و تابستان و پاییز کانادا را از یاد ببرید. بهشت بی نظیری با کوه های بلند، دشت های وسیع، حیا وحش بکر، بیش از 2 میلیون دریاچه، 300 میلیارد درخت و بسیاری جذابیت های طبیعی که دومین کشور دنیا از نظر وسعت جغرافیایی را به یک تابلوی نقاشی خارق العاده مبدل ساخته است.

تجربه من از اینتری اکسپرس(قرعه کشی سراسری پذیرش مهاجران)

از خوش اقبالی من بود که برای اولین بار توسط یکی از دوستانم با سیستم قرعه کشی سراسری کانادا آشنا شدم. آنجا بود که فهمیدم برای شرکت در این قرعه کشی نیاز به کسب امتیازاتی دارم که به دست آوردن آنها چندان هم سخت نیست. مضافاً اینکه بیش از 100 روش مختلف برای مهاجرت به این کشور وجود دارد و هر علاقمندی می تواند با اندکی تجربه کسب و کار و آگاهی از روش های مهاجرت، به این کار اقدام نماید.

برای ساخت پروفایل در اینتری اکسپرس شما نیاز به کسب حداقل امتیاز در آزمون زبان دارید. همچنین مدارک تحصیلی شما می بایست توسط نهادهای آموزشی معتبر، اعتبارسنجی شده تا سطح تحصیلات شما به تائید برسد. من هم همانند سایر متقاضیان، در آزمون آیلتس شرکت کردم و هم زمان از دانشگاه محل تحصیلم خواستم تا مدرک تحصیلی و ریز نمرات من را برای تائید به کانادا مراجع ذی صلاح ارسال کند.

بعد از کسب نمره قبولی آیلتس و ارسال مدارک تحصیلی، ظرف یک ساعت پروفایلم را در اینتری اکسپرس ساختم و به سوالات آنجا پاسخ دادم و یکی یکی مراحل را پشت سر گذاشتم.

پس از چند روز ITA (دعوت به ثبت نام) به دستم رسید. آنجا گفته شده بود که باید ظرف مدت 60 روز مدارک مورد نظر را ارسال می کردم. این مدارک شامل گواهی پلیس کشورهایی که در آنها زندگی کرده بودم، گواهی تمکن 

مالی و همچنین مدارک تحصیلی بود. همچنین لیست کشورهایی که در 10 سال گذشته به آنها سفر کرده بودم را نیز می بایست اعلام می کردم.

5 ماه بعد دعوتنامه ای جهت ارائه و تحویل پاسپورتم به یکی از مراکز صدور ویزای کانادا به دستم رسید. به سرعت این کار را انجام دادم و چند روز بعد طی یک تماس تلفنی به من اطلاع دادند که تائیدیه اقامت دائم به همراه ویزای مهاجرت به کانادا آماده شده و باید برای تحویل به آن مرکز مراجعه کنم.

در تمام مسیر در تاکسی به این فکر فرو رفته بودم که سرانجام بعد از تمام سال ها غرق در رویای مهاجرت، زندگی نوین من آغاز شده و حالا یک مسیر جدید را پیش روی خود می دیدم.

در آگوست آن سال به تورنتو پروزا کردم، آگوست گرم ترین ماه کاناداست و همان شد که فهمیدم کانادا همیشه هم سرد نیست!